محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

مقدمهء مصحح 25

آثار عجم ( فارسى )

« . . . قضا را يكى از اهالى ايطاليا ، به عنوان تجارت در شيراز آمده ، چندى رحل اقامت افكند به توسط عزيزى ، ربقهء مودتش با فقير ، محكم گرديد . روزى در كتابخانه‌اش بودم و سير كتبى كه به انگريزى و برخى به فرانسوى و پاره‌اى به خطوط ديگر بود ، مىنمودم تا اينكه به كتابى رسيدم كه در آن ، خطوطى رسم بود كه در تخت جمشيد ديده بودم ( يعنى خط ميخى ) . چون معلوم نمودم آن شخص ايطاليايى ، خود نيز از آن علم خبر داشت ، از شدت شوق و شعفى كه روى داد ، از جاى جسته ، در دامنش آويختم و خواهش آموختن و شناختن آن خط را نمودم . از روى مهربانى ، انگشت قبول بر ديده نهاد و مدت 20 روز ، على التوالى ، همه روزه سه ساعت از روز را در منزل وى رفته ، فى الجمله اصطلاحى از آن خط آموختم و قدرى از آن ترجمه‌ها را اندوختم . . . « 1 » » و در جايى ديگر مىنويسد : « . . . از عنايات يزدانى . . . شخصى از اهالى روس ، در شيراز به سياحت آمده ، در نيم فرسنگى شهر ، در باغى مسكن گزيده و چند روزى توقف نمود . از بعضى استماع رفت كه علم تاريخ سلاطين قديمه را نيكو مىداند . و بعضى كتب معتبره را همراه دارد ، فقير به دستاويزى ، پاى به محضرش نهاده ، كتبش را سير نمودم ؛ از آن جمله كتابى يافتم به خط روسى كه از زبان پهلوى و يونانى و غير هما ترجمه كرده بودند . . . « 2 » »

--> ( 1 ) . آثار عجم ، بمبئى ، ص 138 . ( 2 ) . همانجا ، ص 153 .